تبلیغات
اشنایی با بزرگان ایران



کوروش بزرگ:وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد، بخاطر این است که شما چیز زیادی از آن نخواسته اید
اشنایی با بزرگان ایران


منوی دسته ای
کلمات کلیدی

صفحات


وعده لباس گرم


              پادشاهی در یک شب سرد زمستان از قصر خارج شد. هنگام بازگشت سرباز پیری را دید که با لباسی اندک در سرما نگهبانی می داد از او پرسید : آیا سردت نیست؟ نگهبان پیر گفت : چرا ای پادشاه اما لباس گرم ندارم ومجبورم تحمل کنم پادشاه گفت : من الان داخل قصر می روم ومی گویم یکی لباس های گرم مرا برایت بیاورند نگهبان ذوق زده شد و از پادشاه تشکر کرد. اما پادشاه به محض ورود به قصر وعده اش را فراموش کرد صبح روز بعد جسد سرمازده پیرمرد را در جلوی قصر پیدا کردند، در حالی که در کنارش کاغذی بود که رویش با خطی ناخوانا نوشته شده بود

              "ای پادشاه من هر شب با همین لباس کم سرما را تحمل می کردم اما وعده لباس گرم امشب تو، مرا از پای درآورد".




...

نویسنده : کوروش هخامنش
دوشنبه 6 دی 1389



امکانات


این صفحه را به اشتراک بگذارید

Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
Print This Page


کد شمارش معکوس سال نو

تاریخ جهان باستان
نام شما :
ایمیل شما :
نام دوست شما:
ایمیل دوست شما:

Powered by weblogi.ir
http://www.Teobux.com/banner.php?id=cyrusic cyrusic

http://ads.inpersia.com/users/ref/27083
border="0" ALT="Google" align="absmiddle">
نظرسنجی

دیدگاه شما درباره فعالیت من چیه؟





صفحات جانبی

آمار بازدید
  خوش آمدید
نویسندگان:

آمار بازدید
  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :

وضعیت وبلاگ :
  • تعداد کل مطالب :
  • رنک گوگل :
  • آی پی شما :

آخرین بروزرسانی

تبلیغات